خرید بک لینک
دلتنگی می نوشم لیوان لیوان حوصله ی شعر هم سر رفته در دل سطرها ضمیری مستتر من و کلمه ها و این اتاق را به بازی گرفته این فعل های « نیست» « است» نمی شود ای کاش های من ... اگر دارم با خودم حرف می زنم ؟ یا لیوانی که مست؟ هنوز چراغ شعر روش

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:15

چشم که می بندم تاریکی اضافه می شود به شعرم این جا سیاه چالی که کلمه ها به جان هم افتادند من جنازه اشان را بر می دارم از روی زمین می بینی ترس هم تصویری دارد که من از نشان دادنش می ترسم بگویم از تاریکی می ترسم از این که وقتی برسم به تو

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:15

دردهای ما را حل نمی کند دریا بلاتکلیف مثل قایقی که نرسیدن را به رسیدن مثل قطب نمایی که ما را به دور خود غبار سال ها نشسته روی پیراهن شعر نمی رود لکه ی ننگی که دامن ادم برفی ها را جایی یرای دفاع نگذاشتند تورها تهمت را حرف به حرف می کشند

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:15

دست های مرگ الوده به خون پدر بزرگ پدر خودکار را می گیرم از دست شعر امضای این همه کلمه پای این همه برگ پنجره های زبان بسته شاهد تنهایی پرده را بکش روی خواب های من پدر پدر بزرگ درخت های گردو کلاغ های بی خبر از

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:15

صفحه بندی